«نداشتم» اینبار معنیِ مضارع اخباری میدهد ..

دوست داشتم سرش داد کنم و بگم برای من قیافه نگیر. من خودمم داغونم. انگار برج میلاد ریخته رو تنم. ولی نمیشد. گارد میگرفت. محرومم میکرد. مثل تمام وقتهای دیگه. زورش به من که میرسید. نمیرسید؟ در ظاهر اهل لجبازی بودم و برای همون «نمیخوام، نمیام، نمیگم ..» صدبار میمردم .. قلبم تیر میکشید .. چشمام پر از آب میشد ..

من آدمه بحث کردن نبودم. دلشُ نداشتم. به اندازه ده سال سفره افطاری، دل میخواست. نداشتم.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
.
من نه شاعرم نه نویسنده . نه می‌شوم . شاعرها و نویسنده‌ها از همه‌چیز می‌نویسند . از همه‌چیز می‌نویسند و از نوشتن‌شان نان می‌خورند . من امّا فقط از تو می‌نویسم . فقط از تو می‌نویسم و با نوشتن‌ام خون دل می‌خورم .

{ فرشید فرهادی }

باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان