.

دوست دارم برم همه‌ی لبخندهایی که امروز زدم رو پس بگیرم. همه‌ی اون خنده‌ها رو از ذهن‌ها پاک کنم. تموم حرفهامُ .. همه رو بجز اون یه قسمتی که از خواب دیشبم واسه مامان گفتم .. همون قسمتش که می‌گفتم ستاره‌ها می‌رقصیدن .. رو زمین دراز کشیده بودیم .. چندتا ماه توو آسمون بود و همشون مکمل هم بودن .. حاضرم همه‌ی حرفهای عمرمُ پس بگیرم و فقط اون قسمتی که گفتم "ماه اومد رو زمین و تبدیل به یه دلفین شد" رو نگه دارم .. همون لحظه‌ای که یادش افتادم و به خاطرم مونده بود که پوستش سرد بود و چجوری بازی می‌کرد و می‌رقصید و دور می‌شد ..

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
.
من نه شاعرم نه نویسنده . نه می‌شوم . شاعرها و نویسنده‌ها از همه‌چیز می‌نویسند . از همه‌چیز می‌نویسند و از نوشتن‌شان نان می‌خورند . من امّا فقط از تو می‌نویسم . فقط از تو می‌نویسم و با نوشتن‌ام خون دل می‌خورم .

{ فرشید فرهادی }

باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان