غافل از احوال دل خویشتنم

"چرا ما هِی تلاش میکنیم هِی نمیشه؟ هِی یکی نمیخواد که بشه .. یه بار قلمِ توو دستمونه .. یه بار نورونهای توو مغزمون .. یه بار لیمبیکِ لعنتیمون که گند زده با این کاراییش .. راستشُ بخوای یه بار هم گنجیشکه نخواس بشه، نشد .. صبی بش چپ نگا کرده بودیم، آهش بند کتونیمونو گرف .. داره با خودم دعوام میشه .." یقه خودش را میگیرد و میزند زیر گریه .. صدای هق هق از کیف پول می آید ..
+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
.
من نه شاعرم نه نویسنده . نه می‌شوم . شاعرها و نویسنده‌ها از همه‌چیز می‌نویسند . از همه‌چیز می‌نویسند و از نوشتن‌شان نان می‌خورند . من امّا فقط از تو می‌نویسم . فقط از تو می‌نویسم و با نوشتن‌ام خون دل می‌خورم .

{ فرشید فرهادی }

---------

حرفهاتون خونده میشه ولی کسی نمیبینه. نظراتُ میگم ..

باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان