نامبرده منتظر نتیجه ی گند کنکور تجربیش هم هست تازه.

تا حالا فکر نمیکردم بتونه جیغ بزنه ولی وقتی گوشی رو برداشتم و اولین حرف فحشی که میخواستم بدم رو گفتم، باورم شد. نصفش حرفاش "وای باورم نمیشه" بود. نصف دیگش "وای باورم نمیشه اصلا". گفتم چی شده روانی؟ کله صبی. گفت نفر اول جشنواره خوارزمی شده توو کل کشور. خندیدم. بلند. بلند. بلند. همش میگفت "گفتم من به درد نویسندگی میخورم نه تجربی. گفتم من عاشق ادبیاتم نه دستگاه گوارش نشخوارکنندگان. گفتم من عاشق فکر کردن به اتفاقایی ام که تا حالا نیفتاده و شاید هیچوقت پیش نیاد نه تشریح مغز گوسفند. گفتم بتون .. من عاشق و روانی کتاب و تخیل و شعرم. حالا باورتون شد؟ حالا ول میکنید منو که هر گهی میخوام بخورم؟ ها؟"
من فقط میخندیدم.
+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید
آقای رایمون
۰۲ مرداد ۹۷ , ۰۰:۲۱
کاش میشد هر کاری میخوایم بکنیم

پاسخ :

این جمله آدمو پیر میکنه حتی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
.
من نه شاعرم نه نویسنده . نه می‌شوم . شاعرها و نویسنده‌ها از همه‌چیز می‌نویسند . از همه‌چیز می‌نویسند و از نوشتن‌شان نان می‌خورند . من امّا فقط از تو می‌نویسم . فقط از تو می‌نویسم و با نوشتن‌ام خون دل می‌خورم .

{ فرشید فرهادی }

باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان