شروعی دوباره برای پایانی تازه

گفت :"میدونی هی تلاش کنی و نشه یعنی چی؟"
گفتم :"جلب محبت یار؟"
گفت:"نه بابا تستهای شیمی رو میگم."

طفلکی دست و دلش به خوندن نمیره. انقد از این ور و اون ور شنید که کی چی قبول شده و چی نشده که الاناس گریه ش دربیاد. میگفت "یادته میگفتی رقابت عشقی با یه دختری که از تو خوشگلتر و خوشتیپ تر و پولدارتره ولی عاشق تر نیست، احمقانس؟ .. رقابت با ادمهایی که درس نمیخونن و تلاش نمیکنن ولی سهمیه دارن هم احمقانس .."
مقایسه ش درست و حسابی نبود .. ولی ناراحته خب.
+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
.
من نه شاعرم نه نویسنده . نه می‌شوم . شاعرها و نویسنده‌ها از همه‌چیز می‌نویسند . از همه‌چیز می‌نویسند و از نوشتن‌شان نان می‌خورند . من امّا فقط از تو می‌نویسم . فقط از تو می‌نویسم و با نوشتن‌ام خون دل می‌خورم .

{ فرشید فرهادی }

باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان