میگه نپرس اون پیام سومی چیه قضیه اش

بهش گفتم "موقع درس خوندن هروقت دیدی فکرت سر یه موضوعی مشغول شد، موضوعشو بهم بگو. در حد یه خط توضیح بده تا فکرت یکم بازشه. آخر هفته یه همو دیدیم باهم در موردش فکر میکنیم".
از اون تا حالا هر روز بعد از ناهار و قبل از خوابش برام مینویسه "خاک تو سرم چاق شدم"
"بخدا بعد کنکور لاغر میکنم"
"دوستم نداره که نداره به درک سیاه"
"مانتو مشکی رو کوتاه کنمش اندازه چارتا انگشت"
+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید
غمی ‌‌
۲۶ مهر ۹۷ , ۱۹:۱۶
«چرا توی این قالی از یه شاخه چندتا گل متفاوت دراومده؟»

پاسخ :

:)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
.
من نه شاعرم نه نویسنده . نه می‌شوم . شاعرها و نویسنده‌ها از همه‌چیز می‌نویسند . از همه‌چیز می‌نویسند و از نوشتن‌شان نان می‌خورند . من امّا فقط از تو می‌نویسم . فقط از تو می‌نویسم و با نوشتن‌ام خون دل می‌خورم .

{ فرشید فرهادی }

باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان