دیدی یه ظرف رو میخوای بزاری سر جاش، همون لحظه میفهمی که الانهاست که بیفته .. ولی صبر میکنی .. نگاهش میکنی .. کاری نمیکنی.
ظرفم رو گذاشتم جایی که فکر میکردم متعلق به اونه، ولی نبود .. دیدم داره لق میزنه .. دیدم داره سر میخوره .. دیدم یه چیزی درست نیست. ولی یه قدم رفتم عقب. نگاه کردم. منتظر موندم. میتونستم دستم رو دراز کنم ولی نکردم. میتونستم دستم رو بگیرم زیر ظرف ولی نگرفتم. و حدس بزن چی شد؟ افتاد. شکست.