میدانم بلندیِ مو ارثی نیست. ولی .. ولی .. هیچی.
بعضیها انقدر خوبند که حتی اگر از رنگِ آبیِ آسمانیِ پیرهنت تعریف کنند، رنگِ آبیِ آسمانیِ پیرهنت غَش میکند تو تنت.
یجوری خیره شده به جیپیاس انگار توو جنگلیم. من بلیزم آبیه. تو هم پیرهنت سفید. همین کافیه.
یه دفترِ صدبرگ، حرفِ "سرِ سجاده"ای دارم.
کاش عمرِ هیچچیز اندازه این سفرِ از هشت صبحِ جمعه تا پنجِ بعدازظهرِ دوشنبه، نباشد. انقدر به نظرم کم بود .. انقدر به نظرم کم بود که میشود بعنوان نفرین یا حتی فحش ازش استفاده کرد.
صدات توو گوشمه. جوریکه میتونم با صدای تو، با خودم حرف بزنم.
یک نوع بد بودن هم هست، از نوعِ "با بی رحمی کسی را بغل نکردن". ربطی هم به جنسیت و سن ندارد.
چند درصدِ ماجرا از چشمهای آدم پیداست؟ که مجبور به توضیح دادن نباشی.
* متاسفانه نمیدونم عنوان پست از چه کسیه.
"من از آن رو به تو دل باختهام که تو هم همچو من از خویش نداری خبری" به اضافه ویژگیهای دیگرش.
خوشحال شد .. براساسِ قانونِ سومِ نیوتون .. خوشحال شدم.
{ فرشید فرهادی }
atata.s@yahoo.com