میروم از پسِ این قصه به جایی برسم

می‌دانم بلندیِ مو ارثی نیست. ولی .. ولی .. هیچی.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

با دوزِ بالای مهربانی

بعضی‌ها انقدر خوبند که حتی اگر از رنگِ آبیِ آسمانیِ پیرهنت تعریف کنند، رنگِ آبیِ آسمانیِ پیرهنت غَش می‌کند تو تنت.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

.

یجوری خیره شده به جی‌پی‌اس انگار توو جنگلیم. من بلیزم آبیه. تو هم پیرهنت سفید. همین کافیه.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

یا مُجیبَ مَن لا مُجِیبَ لَه

یه دفترِ صدبرگ، حرفِ "سرِ سجاده"ای دارم. 

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

.

کاش عمرِ هیچ‌چیز اندازه این سفرِ از هشت صبحِ جمعه تا پنجِ بعدازظهرِ دوشنبه، نباشد. انقدر به نظرم کم بود .. انقدر به نظرم کم بود که می‌شود بعنوان نفرین یا حتی فحش ازش استفاده کرد.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

چه رازِ مگویی

صدات توو گوشمه. جوریکه می‌تونم با صدای تو، با خودم حرف بزنم.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود ..

یک نوع بد بودن هم هست، از نوعِ "با بی رحمی کسی را بغل نکردن". ربطی هم به جنسیت و سن ندارد.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

دِلا دیدی غم تو را خورد و بالا نیاورد؟*

چند درصدِ ماجرا از چشمهای آدم پیداست؟ که مجبور به توضیح دادن نباشی.


* متاسفانه نمیدونم عنوان پست از چه کسیه.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

صنما

"من از آن رو به تو دل باخته‌ام که تو هم همچو من از خویش نداری خبری" به اضافه ویژگی‌های دیگرش.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید

با خنده خیلی خوشگلتره

خوشحال شد .. براساسِ قانونِ سومِ نیوتون .. خوشحال شدم.

+ نوشته شده در ساعت توسط خانوم سه حرفی | نظر بدهید
.
من نه شاعرم نه نویسنده . نه می‌شوم . شاعرها و نویسنده‌ها از همه‌چیز می‌نویسند . از همه‌چیز می‌نویسند و از نوشتن‌شان نان می‌خورند . من امّا فقط از تو می‌نویسم . فقط از تو می‌نویسم و با نوشتن‌ام خون دل می‌خورم .

{ فرشید فرهادی }


atata.s@yahoo.com
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان